تبلیغات
چشمسبز - مطالب آذر 1395
چشمسبز
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
ای واژه ئ سبز انتظارم
لحظه لحظه یادت بیقرارم
رویای ظهورت هرچه دارم
دوری ات همی برده قرارم
پروانه کشیده پر تا صحرا
نغمه بلبلان رسیده بر ما
نجوایی شنیده روزگاران
میرسد نگاری در بهاران
آید او که سویش دیده راهوار
لبها به دعا نشسته بر تار
او نافی تزویر هرچه مکار
آدینه منادی اش زند جار
ای همه نگاههای غم آلود
آید شه ما او که بود جود
شادان همه گردید از صفایش
آنکس که عمل کند وفایش
بر گرده ئ مکر و زور و تزویر
شمشیر برنده اش زند تیر
دنیا همه کس به هر نوایش
آرام بگیرد دل و سرایش
در برق نگاههای نشسته
رودست به ژاله دلشکسته
کی آید اجابت این دعا را
تو رسان خدا ز لطف هما را
ای ساقی باده های هستی
بر آی که تشنه ایم به مستی
کوثر بود این شراب تسکین
مولا تویی و ما همه مسکین
@chashmsabz




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 آذر 1395
چقدر سخت ست تنهایی ، كه تنها بی تو تنهایم
كجاست آْن خاطرات تو
، كه ریخته بال و پرهایم
همی بودیم زمانی را
، تو گل بودی من پروانه
جوانه میزدیم با هم
، شكوفه های دردانه
معطر مینمود بویی
، كه از ما بر مشامی بود
نشان از یك دل بی تاب
، اگرچه در سلامی بود
زمانی را بخود آییم
، كه فرصت را گذر كردیم
چه نعمت بود همدردی
، ولیكن ما حذر كردیم
اگر باشی تو همپایم
، بگیری بال و پرهایم
امیدم باشی میخوانی
، سروده و نواهایم
بگویم من ز احساسم
، همه خوبان خوشبویند
ز خلق و گفتگوهاشان
، معطر سیما خوشرویند
مثال غنچه ها زیبا
، شکوفاتر بمانیم ما
ببینیم خوبیهای هم
، چو قدرش را بدانیم ما
@chashmsabz




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 آذر 1395
باز آهتگ غم آمد , بر مدینه حاکمی کرد
باز دیری هم نپایید , تعزیت بر هاشمی کرد
کوی کوی هر دیارش , باشد آهنگ غم آلود
بر سریر خانه هایش , با علمهایی سیه دود
آن غم جانسوز اکبر , رحلت و مرگ پیمبر
چه برفت از یاد شهری , چو مدینه شهر انور
تا که بعد مدتی هم , ناکثان جمعی نمودند
بر همه گفتار احمد , ردی از آتش گشودند
آن گل یاس علی را , سیلی بر گوشش نهادند
تا فدک آن ارث احمد , از مه طوبا ربودند
با زبونی و ضلالت , قهر عالم را خریدند
بر در برج ولایت , هیزم آتش جریدند
پهلو آن مرضیه اطهر , با جفای میخ بریدند
آن علی مولای زهرا , ریسمان بسته دریدند
کاش چشم روزگاران , آنزمان بینا نمیبود
کور ز هر ظلم و ستمها , بر علی زهرا همی بود
آن چه قلبی که نبشکست , منظر مولا کشیدن
زهرا هم پشت سر او , سرو خم گشته بدیدن
ننگ و نفرین ابد , بر آن همه ایستاده دیدن
زهرا تا مسجد دویدن , ضجه هایش را شنیدن
هیچ به فطرت بر نگشتید , همچنان وامانده بودید
شاهد آنروز بیعت , چه ز حق برگشته بودید
فاطمه همراز مولا , سر هستی نام زهرا
ای گل نشکفته پرپر , ام اخترهای والا
لاله ئ یاس مطهر , عطر نابی و تو کوثر
یاور هر سائلی تو , تشنگانی را تو ساغر
بانگ نام تو بلندست , بر سریر جان مولا
ذکر القاب تو باشد , ای طبیب درد جانها
ده شفای درد مضطر , ای همه وجود تو فر
یک نظر بما عنایت , چشم به راهیم و همه تر
chashmsabz@
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 آذر 1395





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی