تبلیغات
چشمسبز - پایان ما
چشمسبز
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

ای شهیدان
 ای حماسه سازان خدایی
رهپویان عاشق  کربلایی
از همهء هستی تان گذشتید

ماندگاران
با خون خود لبیک را نوشتید
در جوار حسین در بهشتید
سعادتمندان خوش سرنوشتید

مانده اییم بعد از شما ما دوستداران شما
قدر دان آن رشادتها و ایمان شما
حفظ میهن مکتب و آیین شده آرمان ما
رشد علم و معرفت پیروزی هست پایان ما

ای عزیزان
عزت و امنیت از شماهاست
درود و تهنیت بر شماهاست
پیروی شما آرزوی ماست

chashmsabz@




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 مرداد 1395
یکشنبه 28 شهریور 1395 01:01 ب.ظ
چه آسان لحظه ها را
به کام هم تلخ میکنیم
و چه ارزان میفروشیم
لذت با هم بودن را،
چه زود دیر میشود…
و نمیدانیم که:
فردا می آید
و شاید ما نباشیم…
یکشنبه 28 شهریور 1395 09:27 ق.ظ
"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ!
"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ!

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ. ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪ ﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ.
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...
به کسی که دوستش داری "دلبسته" باش نه وابسته…!
یکشنبه 28 شهریور 1395 09:27 ق.ظ
زیباترین قسم سهراب سپهری:

به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!
زندگی ذره كاهیست،
كه كوهش كردیم،
زندگی نام نکویی ست،
كه خارش كردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجزدیدن یار
زندگی نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به كسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگی كرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاكوچه وپس كوچه، واندازه ی یك عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ...
یکشنبه 28 شهریور 1395 12:13 ق.ظ
شنبه 27 شهریور 1395 11:37 ب.ظ
چه نامردیست روزگار
حالاکه پرازحرفیم
دیگرزنگ انشا نداریم ..!؟

هیچ کس از ما نمیپرسد تعطیلات تابستان را چگونه گذرانده اید؟!!!...
هیچ کس از ما نمیخواهد پاییز را برایش توصیف کنیم؟!!!....
شاید آن موقع به زور پنج یا شش خط درشت و با فاصله مینوشتیم تا نمره ای بگیریم الان طوماری نگفته داریم که گوشی برای شنیدنش نیست...
کسی نمیپرسد علم بهتر است یا ثروت؟!!!...
شاید بهتر بود یادمان میدادند رابطه بهتر است یا ضابطه.....
هیچ کس نمیخواهد بداند چه کاره شده ایم؟!!!...
دیگر از" بنی آدم اعضای یکدیگرند "حرفی به میان نمی آید؟!!!...
بیچاره حتی خود سعدی هم نمیدانست شعرش فقط به کار بچه دبستانیها خواهد آمد و یا شاید نمایشی غم انگیز و دروغین بر سر در سازمان ملل....
دیگر در دنیای واقعی هیچ کس نمیگوید"توانا بود هر که دانا بود"؟!!!...
راستی این همه انشایی که به هیچ کارمان نمیخورد را چرا نوشتیم و با ترس و لرز... دفتر به دست... پای تخته سیاه خواندیم ؟؟؟؟؟

پر از حرفیم ...
ولی هیچ کس از ما نمی پرسد ..!!؟؟
چشمسبز سلام
تشکر از دلنوشتهء زیبای شما
شنبه 27 شهریور 1395 03:23 ق.ظ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ،

ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ،

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ...

ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ،

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ،

ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...
چشمسبز سلام
تشکر از حضور شما و نظرات خوب تان
نظرگاه وبت برای نظر دادن باز نمیشه
شنبه 27 شهریور 1395 03:23 ق.ظ
خیلــــی وقــــتا بهــم میگن :چرا میخنــــدی بگو ما هــــم بخنـــدیم…

اما هرگــــز نگفتــن:چرا غصــــه میخوری بگـــو ماهــم بخــوریم
شنبه 27 شهریور 1395 03:22 ق.ظ
خوشبخت کسی که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد، یا کتابهای خوب، یا دوستانی که اهل کتاب باشند.


ویکتور هوگو
پنجشنبه 25 شهریور 1395 09:13 ب.ظ
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند جور دیگری زندگی می کنند ، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند ، محکم و بی نقص ..!
اما حقیقت ندارد . اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم ، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم ، اگر آدم ساختن بودیم ، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختیم ..!؟
چهارشنبه 24 شهریور 1395 11:31 ب.ظ
سلام
کجایی؟؟؟
کم پیدا...
چشمسبز سلام
گرچه اکثر اوقات در کانال تلگرامم telegram.me/chashmsabz هستم اما همچنان در وبلاگ حضور دارم
ضمن تشکر از حضور شما و آرزوی موفقیت روزافزونتان
اومدم وبلاگت اما نظرگاه وبت برای نظر دادن باز نمیشه
سه شنبه 23 شهریور 1395 10:29 ب.ظ
به جای قربانی کردن
درختی بکاریم
نذر کنیم بیدار شویم
که با ریختن خون جانوری دیگر
از ما رفع بلا نمی شود !

قربانی کنیم
نه با چاقو بلکه با عشق
منیت ها
غرور
خودخواهی
و نفس خود را ...

سه شنبه 23 شهریور 1395 03:34 ب.ظ
سلام علیکم
ممنون ازحضورسبزتون
دهه ولایت روبهتون تبریک میگم.

شعرتون زیباست
دوشنبه 22 شهریور 1395 11:47 ق.ظ
سلام ...بر پیکر عالم وجود جان آمد صد شکر که امتحان به پایان آمد از لطف خداوند خلیل الرحمن یک عید بزرگ به نام قربان آمد
شنبه 20 شهریور 1395 10:28 ب.ظ
مثلث خود مشغولی ...

مثلث خود مشغولی چیست ..؟

" رنجش "

" عصبانیت "

" ترس "

مثلث خودمشغولی را به وجود می‌آورند .
تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند .
خودمشغولی منشا عدم سلامت عقل و روح ماست .

رنجش واکنش ما در برابر گذشته‌مان است . از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم .
از سوی دیگر عصبانیت روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است .
ترس احساسیست که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم و به بیان دیگر واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است .
هر سه‌ی این احساس‌ها عوارض خودمشغولی است ......
این واکنش‌ها در مقابل آدم‌ها و مکان‌ها و وقایع گذشته و حال و آینده زمانی ظاهر می‌شود که انتظارات ما از آن‌ها برآورده نشود .
ما می‌توانیم از خود مشغولی رهایی پیدا کنیم و پذیرش را جایگزین رنجش ، محبت را جایگزین عصبانیت و ایمان را جایگزین ترس کنیم .....
چشمسبز سلام
عید سعید قربان مبارک
@chashmsabz
جمعه 19 شهریور 1395 12:49 ب.ظ
زمانی دو انسان وجود داشتند

وقتی دو ساله بودند، با دست‌هایشان همدیگر را زدند

هنگامی که دوازده ساله شدند، با چوبدستی و سنگ به هم حمله کردند

زمانی که بیست و دوساله شدند، با تفنگ به هم شلیک کردند

وقتی چهل و دو ساله شدند، به هم بمب پرتاب کردند

هنگامی که شصت و دو ساله شدند، بیمار شدند

وقتی هشتاد و دو ساله شدند، مُردند و کنار هم به خاک سپرده شدند

و زمانی که پس از صد سال کِرمی قبر آن‌ها را سوراخ کرد

اصلاً متوجه نشد در اینجا دو انسان متفاوت به خاک سپرده شده‌اند
.
خاک، همان خاک بود

یک دست و آرام،،،



(ولفگانگ بورشرت)
جمعه 19 شهریور 1395 12:23 ب.ظ
ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ خسرو شکیبایی:
کاش میشد...
آدمی، گاهی...
فقط گاهی!!!
به اندازه نیاز بمیرد...
بعد بلند شود...
آهسته آهسته...
خاک هایش را بتکاند...!
اگر ...
دلش خواست!!
برگردد به
زندگی...
دلش نخواست
بخوابد تا ابد...
پنجشنبه 18 شهریور 1395 04:56 ب.ظ
با استعداد

هم‌ چون تیراندازی‌ است که هدفی را می‌زند که

دیگران قادر به زدنش نیستند ...

نابغه

هم‌ چون تیراندازی ا‌ست که هدفی را می‌زند که

دیگران قادر به دیدنش نیستند ..!

( اروین یالوم )
چشمسبز
با سلام و عرض تسلیت شهادت امام محمد باقر.ع. سعادت و سلامتی شما را آرزومندم
چهارشنبه 17 شهریور 1395 04:49 ب.ظ
خیلی قشنگ و عالی بود
سه شنبه 16 شهریور 1395 07:25 ب.ظ
یکشنبه 14 شهریور 1395 10:50 ب.ظ
نگرانی چیست ..؟

" زیاد حرف زدن با خودمان درباره وقایع منفی ای که می ترسیم در آینده رخ بدهند "

نگرانی سه ویژگی اساسی دارد :

1. آینده مدار است ؛ به عبارتی وقتی نگران میشویم به حوادث احتمالی آینده می اندیشیم .

2. فاجعه سازی میکنیم ؛ یعنی افکار ما به بدترین حالت های ممکن در آینده فکر می کنند .

3. عموما بر مبنای افکار کلامی است ؛ زمانی که حالمان خوب است هم تصویری و کلامی فکر می کنیم ، اما نگرانی اغلب با خطور تصاویر ترسناک به ذهن راه پیدا کرده و اما بعد از آن مدام با خودمان حرف میزنیم (یعنی بیشتر افکار کلامی در ذهن داریم) .

در اثر حرف زدن با خودمان ، توانایی فکر کردن به راه حل های درست را از دست می دهیم و آینده را فاجعه آمیز می بینیم .

این دفعه که نگران شدید به این فرایند دقت کنید ، در ذهن شما چه می گذرد ..!؟
چهارشنبه 10 شهریور 1395 12:58 ب.ظ
الهی
چه عزتی دارد
اینکه بنده توباشم..
وچه فخری بالاترازاینکه
توخدای من باشی!
توآنگونه خدایی هستی که
من دوست دارم
پس ازمن
آن بنده ای رابساز
که تودوست داری...
دوشنبه 8 شهریور 1395 10:28 ب.ظ
هفت وادی به ترتیب چنین است : طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت ، و فقر که سرانجام به فنا می‌انجامد . در داستان منطق‌الطّیر ، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ ، سفری را آغاز می‌کنند . در هر مرحله ، گروهی از مرغان از راه بازمی‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌کشند ، تا این‌که پس از عبور از هفت مرحله ، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می‌مانند و با نگریستن در آینه حق درمی‌یابند که سیمرغ در وجود خود آن‌هاست . در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می‌شوند و حقیقت را در وجود خویش می‌یابند .

" منطق الطیر "
سه شنبه 2 شهریور 1395 10:05 ق.ظ
لبخند بزن به زندگی...!
لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می کند .
و به بلبلانی که با حس وشوقی وصف ناپذیر برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند.
لبخند بزن به دیروزی که خوش بود و به امروزی که زیباست و به فردایی که رویایی خواهد بود.
لبخند بزن به آسمانی که برای لطافت زمین زیر پایش، اشک شوق جاری می سازد.
لبخند بزن به شقایق ها، نیلوفر های آبی و نرگس ها…..
لبخند بزن به تمام گلهای عالم که از زمینی سخت می رویند و جهان را زیبا میسازند.
لبخند بزن به خدایی که با نعمتهایش، لبخند را میهمان لبهایت می کند.
سه شنبه 2 شهریور 1395 01:11 ق.ظ
باسلام وموفقیت .التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی