تبلیغات
چشمسبز - مطهر
چشمسبز
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
ای مطهر نام توهم مرتضی فرجام تو
شد معلم واژه ات
جام شهادت كام تو
ای نسب را تو گرفتی
  از خمینی بت شكن
پاره تن از آن وجود
  نازنین در انجمن
ای كه راه تو شده
  محكمتر از هر حكمتی
نامی ایمان و علمی
معرفت را همتی
سیرهء احمد بود
همراز جذب و دفع تو
با علی نام حسین
  قرآن همی تا رفع تو
توجهان  بینی زتوحید
بهر انسان سرنوشت
جامعه تاریخ بود
مرهون خونت تا بهشت
شد حماسه با حسین
  راز جهادی ماندگار
نام مهدی و قیامش
  ای شهید یادگار
فقه و عرفان و اصول
هم فلسفه در یك كلام
منطق تعلیم بود
  زعدل حق تا به امام
نهضت اسلام را
در صد نمودی بی غروب
زینت زن را به حجب اش
بیمه كردی بر عیوب
با حیات اخروی
  جاوید گشته نام تو
رهروان حق بجویند
  زین ره و فرجام تو
ای تو تعلیم دیدهء
  اسلام در مكتب بگو
چشم امیدی نشاندیم
بر ظهور گفتگو
كاش میشد مرهم
دلهای ما سر میرسید
جمعه روزی بانگ او
  در جان ما فر میرسید
قطره قطره حكمت آموزست بما
  دریای او
فخر عالمها همین بس
  ذره خاك پای او
تشنه ایم تشنه زآن چشمه
  كه ناب كوثرست
صاحب اش زهرا و ساقی
  آن علی انورست
ای خدا سوگند
بخون  مرتضی های زمان
بنما تعجیل
در ظهور  مهدی صاحب زمان
chashmsabz@




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 اردیبهشت 1395
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 01:01 ق.ظ
وقتـی خداوند
آنقـدر عزیزت کـرد
که وجودت آرامـش بخـش دیگران بـود
بدان خـوشبختی !
پس ؛
خـوشبختی یافتنی نیسـت
ساختنی است…
شنبه 11 اردیبهشت 1395 05:40 ب.ظ
دخترای سرزمین من گریه نمی کنندخسته از تفاوتها، خسته از سنت های باطل خسته از عشقهای دروغین خسته از نگاهای شرم آوربغض میکنند اما گریه...نه اینکه احساس نداشته باشند نه عزیزم..........ریمل شده هفتاد هزار تومنمیفهمی؟؟؟؟http://www.sarayekta.mihanblog.com
شنبه 11 اردیبهشت 1395 12:56 ب.ظ


سلامی بهاری خدمت شما دوست بسیار گرامی ..متشکرم از حضور ولطفتون ..خیلی ممنونم از شما ..شاد باشین

دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 08:29 ب.ظ
اگر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.
اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.
اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.
اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.
اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.
اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.
اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.
اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.
اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.
اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.
اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.
اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید.
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 08:28 ب.ظ
سلامو عرض ادب و ارادت خدمت شما دوست بسیار عزیزم ..انشالله که همیشه ی ایام خونه دلتون سبزو بهاری باشه و شاد باشین

هر ساختمان بزرگ ، زمانی فقط یک نقشه ساده بوده
مهم نیست که امروز در چه مرحله ای هستید
مهم آینده شماست و چیزی که به آن خواهید رسید . . .
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 04:35 ب.ظ
سلام
ممنونم از حضورتون و همچنین اینکه منو لینک کردین
شما توی وب دیگه من"میم مثل مریم" لینک هستین
توی این وبمم لینکتون میکنم
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 04:33 ب.ظ
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد...
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 01:18 ق.ظ
از غروب می آید
از اندوه کودکان سفره های نان و ....
مادران خون و جگر
پدران جیب های مضطرب

سگی نانی تعارف می کند
که مبادا شب
صورتش حتی
به سیلی سرخ نشود.
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 09:56 ق.ظ
ای کاش میتوانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادیهایشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند ... شاملو
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 09:55 ق.ظ
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ، ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمیکرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم ... شاملو

یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 12:35 ق.ظ
عشق یعنی که به یوسف بخورد شلاقی

درد تا مــغز سر و جان زلیــــخا بدود…
شنبه 4 اردیبهشت 1395 07:39 ب.ظ
عشق با زینب(س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد
شنبه 4 اردیبهشت 1395 07:38 ب.ظ
سلام وبلاگتون خیلی زیبا شده.
دیگه نظرتون رو در مورد کانال نگفتید.
من منتقد واقعی زیاد ندارم.خوشحال میشم نظرتون رو بگید.
شنبه 4 اردیبهشت 1395 01:42 ب.ظ
سلام. وبلاگ جدید مبارک
بازهم از اشعار خوبتون بهره بردیم
ضمنا آدرس تصحیح شد
پاینده باشید
التماس دعا
جمعه 3 اردیبهشت 1395 04:49 ب.ظ
ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍاگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ؛

" ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ " ﻣﯿﺸﻮﺩ " ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ …."

ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺴﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ

ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺩﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ،

و ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻕ ﻫﯿﭻ ﻃﺒﻌﯽ ﺧﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ..

ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ،

" ﻓﺮﺻﺖ " ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﺑﮕﺬﺭﺩ

ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﺁﺏِ ﺗﻨﮓِ ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﻗﺘﺶ ﻋﻮﺽ ﻧﺸﻮﺩ

ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ، ﻣﺎﻫﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ …

ﻗﺪﺭ " ﻟﺤﻈﺎﺕ " ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ.

ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻧﻤﻴﻤﺎﻧﺪ….
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی